((به نام خداوند زیبا سخن))

 

سلامی از ته قلبم نثار بهترین آقا

همان آقا که گهگاهی صدایش می زنم بابا

 

همان مرد جوانی که جهانی مبتلایش شد

سلامت می کنم ای شاه! سلام آقا سلام آقا

 

دلم را هدیه آوردم و دیگر پس نمی گیرم

قبولش می کنی یا نه؟ دل دیوانه ی ما را

 

اگرچه تحفه ی درویش دلی مخروب و ویران است

طبیبی چون تو می خواهد! تو ای بابای خوبی ها

 

من از این شهر دلگیرم و از این مردمان خسته

ازت یک چیز می خواهم! مرا با خود ببر جانا ...