عطر باران را تنفس کن! بوی اوست...

۵ مطلب با موضوع «برای مهربان ترین پدر (عج)» ثبت شده است

پناه

((به نام خداوند زیبا سخن))

 

چــطور میشه؟ ندیده عاشق شد و دل بست؟

به مرد تنهایی که سالهاست نبوده امّا هست!

 

چه دلبری برگزیده است آخر این دل زیرک!

چنین شاه دلربایی را که می دهد از دست؟

 

که می دهد از دست تو را؟ ای سلاله ی پاکی!

بیا که جهان در نبود تو سخت بی تاب است

 

نیامدی و ببین! حال این جهان خوش نیست!

نمی شود بدون تو از چنگ نا امیدی رَست...

 

چقدر گشتم و نیافتم تو را هرچه جستجو کردم

شنیده ام که تو هستی و چشم این جهان کور است!

 

که می دهد از دست تو را؟  ای پناه تنهایی!

فقط بیا که بدون تو بنیاد عدل ، بر باد است...

 

 

 

 

فاطمه سادات بهشتیان

مرد تنها

((به نام خداوند زیبا سخن))

 

چــطور میشه؟ ندیده عاشق شد و دل بست؟

به مرد تنهایی که سالهاست نبوده امّا هست!

 

 

 

 

فاطمه سادات بهشتیان

دل آرام

((به نام خداوند زیبا سخن))

 

سرباز که نه عمریست که سربار توام ؛ می دانم ...

در بند و گرفتار توام می دانم.

می چرخم و می گردم و می جویمت ؛

امّا ...

اندر خم یک کوچه ی دیدار توام می دانم ...

یک بار نشد تا بشود این دل رام ؛

من عاشق و دیوانه و بیمار توام می دانم!

نه جز تو کسی نیست پناهم باشد.

بر زخم دلم ، جز تو که مرهم باشد؟

من واله و حیران توام می دانی!

یک عمر پریشان توام می دانی!

دستی بکش از مهر به روی سر من ؛

من دست به دامان دعاهای توام می دانی!

یک سوره بخوان تا کمی آرام شوم.

من عاشق آن لحن دل آرام توام ؛ می دانی...

 

 

 

 

فاطمه سادات بهشتیان

نام او

((به نام خداوند زیبا سخن))

 

در شعرم

نه قافیه ها را جستجو کن ؛

نه به دنبال وزن و آهنگ باش!

در شعر من ،

فقط او را بجوی!

که اوست

آهنگ زندگی من ...

و قافیه ی تک تک لحظه هایم ...

و تنها نام اوست ؛

که به هر دو دنیایم وزن می دهد.  یا مَهدی!

 

 

 

 

فاطمه سادات بهشتیان

مهربان ترین پدر

((به نام خداوند زیبا سخن))

 

ای مهربان ترین پدر!

نگاهمان کن ...

فقط یک نگاهت کافیست ؛

تا

تمام دردهایمان را

برای همیشه

به دست فراموشی بسپاریم!

همیشه 

به همه گفته ام

دردی که 

تو درمانش کنی

دیگر هرگز باز نمی گردد ...  یا مَهدی!

 

 

 

 

فاطمه سادات بهشتیان