عطر باران را تنفس کن! بوی اوست...

۶ مطلب با موضوع «دفتری برای شعر های من :: دفتر فانوس (نو و نیمایی)» ثبت شده است

گرمی چای

((به نام خداوند زیبا سخن))

 

گرمی چای تو را یاد من آورد رفیق ...

راستی کی ز سفر می آیی؟

بنشینیم لب آن پنجره ی رو به افق ؛

گل بگوییم و ... فراموش کنیم هر چه که هست!

آبی آب تو را یاد من آورد رفیق

دل من خواست که برگردیم باز به گذشته ... به زمانی بهتر ...

به همان دلهره ها ، به همان قهقهه ها ،

به فرار از مدرسه با تو! به قایم شدنم پشت درخت!

دل من سخت برایت تنگ است!

گرمی چای مرا یاد تو می اندازد ؛ راستی کی ز سفر می آیی؟

 

 

 

 

فاطمه سادات بهشتیان

پدر جان

((به نام خداوند مهربان))

 

دوستت دارم من از جان!

مثل سرسبزترین لحظه ی ایمان ...

از نگاهم گرچه پیداست ؛

باز گویم تا بدانی : دوستت دارم پدر جان!

 

 

 

 

فاطمه سادات بهشتیان

بی بار

((به نام خداوند زیبا سخن))

 

این بخت نگون با دل ما یار نبود ؛

او رفت! 

دلش به ما گرفتار نبود!

آن بذر که کاشتیم و با عشق درختش کردیم ،

ای دل تو مرا ببخش... پُربار نبود...

 

 

 

فاطمه سادات بهشتیان

دل آرام

((به نام خداوند زیبا سخن))

 

سرباز که نه عمریست که سربار توام ؛ می دانم ...

در بند و گرفتار توام می دانم.

می چرخم و می گردم و می جویمت ؛

امّا ...

اندر خم یک کوچه ی دیدار توام می دانم ...

یک بار نشد تا بشود این دل رام ؛

من عاشق و دیوانه و بیمار توام می دانم!

نه جز تو کسی نیست پناهم باشد.

بر زخم دلم ، جز تو که مرهم باشد؟

من واله و حیران توام می دانی!

یک عمر پریشان توام می دانی!

دستی بکش از مهر به روی سر من ؛

من دست به دامان دعاهای توام می دانی!

یک سوره بخوان تا کمی آرام شوم.

من عاشق آن لحن دل آرام توام ؛ می دانی...

 

 

 

 

فاطمه سادات بهشتیان

نام او

((به نام خداوند زیبا سخن))

 

در شعرم

نه قافیه ها را جستجو کن ؛

نه به دنبال وزن و آهنگ باش!

در شعر من ،

فقط او را بجوی!

که اوست

آهنگ زندگی من ...

و قافیه ی تک تک لحظه هایم ...

و تنها نام اوست ؛

که به هر دو دنیایم وزن می دهد.  یا مَهدی!

 

 

 

 

فاطمه سادات بهشتیان

مهربان ترین پدر

((به نام خداوند زیبا سخن))

 

ای مهربان ترین پدر!

نگاهمان کن ...

فقط یک نگاهت کافیست ؛

تا

تمام دردهایمان را

برای همیشه

به دست فراموشی بسپاریم!

همیشه 

به همه گفته ام

دردی که 

تو درمانش کنی

دیگر هرگز باز نمی گردد ...  یا مَهدی!

 

 

 

 

فاطمه سادات بهشتیان